تبليغاتX
بخند تا دنیا بهت بخنده

                                یلداتون مبارک

 

 

 

امتحان رانندگی"

سرهنگ:اگه یه نفر وسط خیابان باشه بوق می زنی یا چراغ؟

اون شخص می گه:برف پاک کن.

سرهنگ:اون وقت یعنی چی؟

می گه یعنی یا بیا این طرف یا برو اون طرف.

 

 

 

یه نفر داشته با خرش فوتبال بازی می کرده دوستش بهش می گه: چرا داری با خرت فوتبال بازی می کن؟

اون طرف می گه: همچین خرم نیست 2-1 از من جلوست.

 

 

 

سوال تیزهوشان تو اردبیل"

روز 13 آبان چه روزیست؟

1)17مرداد

2)32خرداد

3)آغاز سال 1387

4)22بهمن 57

5)آبان روز13 ندارد

6)روزسیزده بدر

7)هر 2تا

8)هر3تا

9)هر5تا

10)پنج پنج تا

11)چرا 5تا؟

12)پس چنتا؟

13)هر کی می گه 13 نیست 17 18 19 20.

 

 

 

 

 

 

 

 

به قزوینیه می گن:چرا تو سمینار شرکت نکردی؟

میگه:سمینار کیلو چنده؟هر وقت کونفرانسی،کونگره ای،کونفدراسیونی بود خبرم کنید.

 

 

 

 می دونید چرا در نوشابه تنگه؟؟؟؟؟؟؟؟

چون لرا توش تیلیت نکنن.!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

به یه لره می گن اگه یه حس شیطانی بهت دست بده چی کار می کنی؟

می گه: من باهاش دست نمی دم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:59  توسط amir  | 

 

به تر که می گن بابا شدی.

می گه:به زنم چیزی نگید می خوام سورپرایزش کنم.!!!!!

 

 

 

به ترکه می گن تو تبریز چند ماه سال هوا سرده؟

می گه:14 ماه.

می گن:ماه سال که 12 ماه داره.

می گه:چون تا 2 ماه بعد از عید هم هوا سرده.!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

به لره می گن چرا درس می خونی؟

می گه: درس می خونم تا دکتر بشم،مطب بزنم،پول دربیارم،بعد یه وانت بگیرم باهاش کار کنم.

 

 

بزرگ خاندان خرها موقع مرگش همه خرها رو جمع می کنه می خواسته وصیت.میگه:سر به سر این ترکها نگذارید اینها الکی خودشان را به ما می چسبانند ما اصلتا لر هستیم.

 

 

 

جمله عاشقانه یک دختر روستایی به همسرش :تو تک درخت عشقی که من خرم را سالها به آن می بستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 15:7  توسط amir  | 

از شما عزیزان که این پست را مطالعه کردید خواهشمندم که هر گونه انتقاد،پیشنهادونظری که دارید برایم بنویسید تا در آینده وب لاگم بهتر شود. در ضمن از شما عزیزان خواهشمندم که از هر شماره ای که خوشتان آمد شماره ی مورد نظر را برایم در قسمت نظرات بگذارید.

شماره ی هر قسمت در کنار خودش نوشته شده است.

باتشکر--- امیر حسین

 

 

 

1) به ترکه می گن یه پیامبر نام ببر.

می گه:سوج

می گن:ما 124000 پیامبر داریم ولی اسم هیچ کدوم سوج نیست.

می گه:من خودم دیدم پشت می نی بوسه نوشته بود یا سوج!!!!!

 

 

 

 

2) یه رشتیه آرزو می کنه که همیشه حق به حق دار برسه صبح که از خواب پا میشه می بینه بچه ها رو دادن به یه نفر دیگه....!

 

 

 

3) یه نفر ساعت می خره چند نفر ازش درطول روز می پرسن ساعت چنده؟

آخر سر عصبانی می شه می گه:اینقدر بپرسید ساعت چنده تا باطریش تموم شه.

 

 

4) یه دختر پسره تو پارک بودند پسره به دختره می گه اسمت چیه؟

دختره می گه:عطرگل یاس است اسمم ثریا است.

دختره به پسره می گه اسمه تو چیه؟

پسره می خواد کم نیاره می گه:گوز در هوا پخش است اسمم جهانبخش است.!!!!!

 

 

 

قسمت زیر دارای چند SMSزیباست......

 

 

 

5) سخت ترین سوال کنکور ۸۶:سهمیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟

 

 

6) عشق تو توی قلبم مثل یک کارگر افغانیه که از ایران بیرون نمیره!!!!

 

 

7) عشق آفریده شد تا پلیس 110 بی کار نباشد!؟!؟!؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:34  توسط amir  | 

 

سه راه پول در آوردن: 1- بابات دربیاره تو بخوری. 2- بابای مردم رو دربیاری. 3- بابات دربیاد.

 

 

 

یه نفر داشته ماشین می شسته. بهش می گن:چرا از پلاک شروع کردی؟          می گه:دفعه ی پیش از سقف شروع کردم به پلاک که رسیدم دیدم ماشین مال من نیست.

 

 

 

یه نفر می ره دستشویی مگسا بلند می شن می گه: بفرماییدبفرمایید منم می خوام بشینم.

 

 

 

یه خانومی دو قلو حامله بوده 9ماهه می شه بچه ها به دنیا نمی یان. رفتند سونوگرافی دیدند پسره  دختر رو نگه داشته می گه:بی غیرتم اگه بزارم لخت بری بیرون.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 20:32  توسط amir  | 

2 نفر تنبل با هم بانک می زنن.

اوّلی:بیا بشمریم.

دومی:حوصله داریا؛فردا اخبار می گه.

 

 

 

پسر:دوستت دارم.

دختر:خفه شو.

پسر:عاشقتم.

دختر:خفه شو.

پسر:دلم برات تنگ شده.

دختر:خفه شو.

پسر:زنم می شی؟

دختر:جدّی می گی؟

پسر:خفه شو.

 

 

 

یه نفر می ره سینما یه گاوه می دوه به سمت تماشاچیان.

بهش می گن:نترس فیلمه.

می گه:من و تو می دونیم فیلمه اون که نمی فهمه.

 

 

 

صحبتهای آقای قلعه نویی بین دو نیمه فوتبال ایران-ازبکستان با حسن رودباریان:رحمان خطرناکه حسن.

 

 

 

یه نفر می ره  پارک می شینه روی صندلی بعد از مدتی یه زنبور می شینه رو شونه راستش. کمی بعد یه مگسه می شینه رو شونه چپش. می گه :من نفهمیدم گلم یا گهم.

 

 

 

 

 

کتاب فارسی اول ابتدایی امسال با توجه به فرهنگ هر شهرنوشته می شود:

1- تهران:بابا با 206 آمد. 2- تبریز: بابا با بربری آمد. 3- قزوین: بابا با بچه آمد. 4- قم:بابا با امامه آمد. 5- رشت:بابا رفت آن مرد آمد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:47  توسط amir  | 

به 2 تا خانوم زندان ابد دادند بعد از 20 سال حکم آزادیه یکیشون اومد همین طور که داشت وسایلشو جمع می کرد  به اون دوستش که با هم بودند گفت :حالا تو که آزاد شدی میام بغیشو برات تعریف می کنم.

 

 

 

حتماً میدونید که تلفن خانوم ها معمولا 2 یا 3 ساعت طول می کشه. یه تلفن سره 20 دقیقه تمام شد. شوهر خانوم گفت:کی بود عزیزم. خانوم گفت: هیشکی اشتباه گرفته بود.

 

 

 

یه نفر زنگ می زنه به پدرش،پدر دستشویی بوده،می گه پدر کجایی؟

می گه:جایی هستم. پسر می گه مامان گفت ناهار نداریم هر جا هستی یه چیزی بخور.

 

 

 

شعر هنگام طلاق:یا رب آن دلبر شیرین که سپردی به منش از بس که ننر بود سپردم به ننش.

 

 

 

یه ماره میره تو حموم زنونه همه جیغ می زنن می گه: من کبری هستم.

 

 

 

به یه آدم خالی بند می گن:اهرام ثلاثه رو می شناسی؟  می گه:آره بچه محله ماست. بهش می گن: مصره؟ می گه: اااااااا... گفته بود میره اون وره آب. 

بهش می گن:سنگه؟ می گه :هی بهش گفتم این قدر خالی نبند آخرش سنگ می شی ها.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:43  توسط amir  | 

به یه نفر میگن آرزوت چیه؟

میگه آرزو دارم اردبیل بشه پایتخت به ما هم بگن بچه تهران.

 

 

 

یه نفر میره یخ بخره میگه: ببخشید آقایخ دارید؟

یخ فروش میگه: نه تمام شده.

میگه: ببخشید کی پخت می کنید.

 

 

به یه نفر میگن نظر شما درباره نون چیه؟

میگه نون خیلی خوبه ، من در روز 10 سنگک می خورم 10 لواش می خورم 10 تافتون می خورم 10 باگت 10 همبرگری روزی 50 نون می خورم.

بهش می گن: عجب،چرا شما همه رو گفتی جز بربری؟

می گه : آ قا شما فکرکردی من این 50 تا نون رو با چی می خورم.

 

 

یه نفر وسط سرش مو نداشته وقتی وارد  آرایشگاه می شه همه بهش می خندند.

میگه: چیه آقا ومدم آب بخورم.

 

 

([دو جک پایین رو با کسب اجازه از هموطنان لرستانی می گم])

 

 

یه لر می ره دکتر،دکتر معاینش می کنه نسخش رو می نویسه .

لره هر چی جیبهاشو می گرده پول نداشته.

دکتر می گه: عیب نداره بگو شغلت چیه تا من هر جا به شغلت نیاز داشتم کارم رو تو انجام بدی؟

لره با خجالت می گه: آقای دکتر بابام قبر کنه خودم هم مرده شور.

 

 

به لره می گن: 3 تا از شخصیت های معروف لرستان را نام ببر؟

می گه: سوفیا لرُ،لرهاردی،هیتلر.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 12:12  توسط amir  | 

یک نفر یک پلیس می کشه زنگ می زنه 110 می گه می بینم که 109 نفر شدید.

 

 

یه نفر می ره  دستشویی باد گلو می زنه می گه خاک بر سرم برعکس نشستم.

 

 

یه خسیسه یه سکه 25 تومنی داشته تو دستش عرق می کنه به 25 تومنی می گه: هر چی می خوای گریه کن خرجت نمی کنم.

 

 

یه نفر سوار اتوبوس می شه می بینه همه میله اتوبوس رو گرفتن. می گه ولش کنید خودم می گیرم.

 

 

یه چوپونه با گوسفنداش لج می کنه گوسفنداشو می بره چمن مصنوعی.

 

 

یه مرده سگه فلج داشته وقتی دزد می یومده خونش سگش رو می ذاشته تو فرقون دنباله دزد میکرده.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:19  توسط amir  |